shaheen_jafargholiدر مقابل هنرنمایی شاهین جعفرقلی نتوانستم مقاومت کنم و سکوت این چند هفته را شکستم.

 کلیپ را در دو فرمت گذاشته ام. مطمئنم از دیدن آن لذت برده و برای چند لحظه از فضای سنگین این روزها فاصله خواهید گرفت.

پدر شاهین ایرانی و مادرش ولزی است. شاهین قرار بود که در کنسرت مایکل جکسون در لندن با او همراهی کند.

فرمت 3gp برای کاربران با اینترنت کم سرعت (8/1 مگابایت)

فرمت mp4 برای کاربران با اینترنت سریع (8/8 مگابایت)

نگاشته شده توسط: bedunid | می 30, 2009

قهرمان دوی ایران

اين مطلب رو چند ماه پيش از Alex عزيز گرفتم ولي نگه داشته بودم تا حتما اينجا بذارمش.

میگفت: در اون سالها سرباز بگیری بود و من رو بردند به سرباز خونه ای در مشهد… هنوز ۴۵ روز نگذشته بود که دلم برای خانواده ام تنگ شد اما مرخصی ندادن منم بدون مرخصی پای پیاده از مشهد تا طرقبه ( ۱۸ کیلومتر ) دویدم و بعد از دیدن خانواده دوباره از طرقبه تا مشهد دویدم و رفتم پادگان … پادگان که رسیدم دیدم گروهبان متوجه غیبت من و چند نفر دیگه شده که همه رو به خط کرد و گفت دور پادگان رو باید بدوید … شروع به دویدن که کردیم بعد از هزار متر سرباز های دیگه خسته شدن اما من دور کامل دویدم و ایستادم…! فرمانده گروهان که دویدن من رو ندیده بود گفت مگه نگفتم دور کامل باید بدوی؟ گفتم دویدم قربان …گفت فضولی موقوف ..! دوباره باید بدوی…! خلاصه دو دور دیگه به مسافت هشت کیلومتر دویدم و سر حال جلوی فرمانده ایستادم و همین باعث شد مسیر زندگی ام تغییر کند…!

یک روز من رو با یک جیپ ارتشی به میدان سعد اباد مشهد بردند برای مسابقه… رییس تربیت بدنی تا من رو دید گفت چرا کفش و لباس ورزشی نپوشیدی؟ گفتم ندارم …! گفت :خوب برو سر خط الان مسابقه شروع میشه ببینم چند مرده حلاجی … خلاصه با پوتین و لباس سربازی دویدم و دور اخر همه داد میزدن باریکلا سرباز … برنده که شدم دیدم همه میگن سرباز رکورد ایران رو شکستی …! من اون روز با پوتین و لباس سربازی رکورد ایران رو شکستم و بهم کاپ نقره ای دادن…!

خبر رکورد شکنی من خیلی زود به مرکز رسید و بهم اَمریه دادن تا برم تهران …با اتوبوس به تهران رفتم و پرسان پرسان خودم رو به دژبانی مرکز رسوندم و با فرمانده لشگر که روبرو شدم گفت: تو همون سربازی هستی که با پوتین رکورد شکستی؟ گفتم بله قربان … گفت چرا اینقدر دیر امدی و سریع من رو سوار ماشین کردند و به استادیوم امجدیه بردن که قرار بود مسابقه بزرگی انجام بشه …! مسابقه دوی ۵۰۰۰ متر بود و من کفش و لباسی رو که رییس تربیت بدنی مشهد داده بود پوشیدم و رفتم لب خط…! یکدفعه صدای تیری شنیدم و هراسناک این طرف اونطرف رو نگاه کردم ببینم چه خبره که دیدم رییس تربیت بدنی با عصبانیت میگه چرا نمیدوی … بدو..! من نگاه کرده دیدم اون هفده نفر دیگه مسافتی از من دور شدن و من تازه فهمیدم که صدای شلیک تیر برای اغاز مسابقه بوده و من چون در مشهد فقط با صدای ( حاضر رو ) مسابقه رو شروع میکردم اینجا هم منتظر همون کلمه بودم نه صدای تیر …خلاصه شروع کردم به دویدن و یه عده هم من رو هو میکردن و میگفتن مشهدی تو از اخر اولی …! دور سوم رو که دویدم تازه به نفر اخر رسیدم و تازه گرم شده بودم …! در دور بعد متوجه شدم نفر چهارم هستم و با خودم گفتم خدا رو شکر لااقل چهارم میشم…! سه دور تا اخر مسابقه مانده بود که دیدم فقط یک نفر با فاصله از من جلوتره…! دور اخر خودم رو به پشت سرش رسوندم… به خط پایان نزدیک میشدیم که جلو زدم و اول شدم …! باز هم رکورد ایران رو شکسته بودم و از عزیز منفرد که سالها قهرمان ایران بود جلو زده بودم…!

بیشتر بخوانید…

نگاشته شده توسط: bedunid | می 30, 2009

چشمه هاي شگفت انگيز باداب سورت

ممنون از شادي بابت ارسال اين مطلب.

http://www.tehranclimb.ir/photo/bad8.JPG

 چشمه باداب سورت واقع در شهرستان ساري، روستاي سورت، با همت و پي گيري گروه كوه نوردي لواسان از دام سودجويان و دشمنان طبيعت نجات داده شد، كه نتيجه اين عمل ثبت آن بعنوان دومين اثر طبيعي ملي ايران توسط سازمان ميراث فرهنگي بود. آقای نادر ضرابيان سرپرست گروه كوهنوردي لواسان با ارسال مطلبی همراه با عکس، شرحی کامل از منطقه و چگونگی ثبت این اثر ملی به پایگاه اطلاع رسانی هئیت کوهنوردی استان تهران ارائه نموده اند که در ادامه آمده است.

بیشتر بخوانید…

يکي از ضعفهاي جامعه ما اکراه در معرفي افراد موفق است. اين مشکل در حوزه اقتصاد مضاعف ميشود چون نگاه منفي به ثروت و افراد ثروتمند، خود به خود کارآفرينان و سرمايه‌سازان موفق را هم به حاشيه برده. مقاله زير زندگينامه يکي از افراد برجسته است که متاسفانه اخيرا در گمنامي در خارج از کشور فوت نموده است.ممکن مطلب کمي طولاني به نظر برسد ولي ارزش خواندنش را دارد. روحش شاد.

سرمايه – علی اصغر سعیدی، فریدون شیرین کام : زنده یاد احمد لاجوردی فردی که از سال 1317تا اوایل 1358 قریب 40 سال در عرصه تجارت و صنعت مدرن ایران به عنوان یک کارآفرین برجسته و یکی از موسسان گروه صنعتی بهشهر فعالیت داشت در پنجم اردیبهشت 1388 در کشور کانادا دارفانی را وداع کرد و به دیار حق شتافت.

وی اولین فرزند سیدمحمود لاجوردی از نسل سوم خاندان لاجوردی در گذر لوطی صالح، به سال 1299 شمسی در محله چهارسوق کوچک، واقع در بازار تهران متولد شد. در ایام کودکی و نوجوانی تابستان ها در تجارتخانه پدر مشغول به کار بود و در نوجوانی به اصرار پدر به تجارتخانه اش در سرای ملاعلی بازار تهران می رفت.

پدر بعضی کارهای ساده را به او می سپرد. یکی از آنها نوشتن شماره با قلم مو و رنگ مخصوص قرمز روی عدل ها بود. بعدها حتی نامه های دست نویس پدر را که به طرف های تجاری اش می نوشت کپی برداری می کرد و زمانی که از بایگانی در نزد تجار خبری نبود به کمک برادرش قاسم آنها را براساس توزیع جغرافیایی بایگانی کردند سپس به اصلاح تنظیم امور حسابداری که با روش سیاق نوشته می شد اقدام کردند. احمد و قاسم روش های جدید حسابداری که در دبیرستان بازرگانی آموخته بودند در حجره پدر پیاده و امور مالی را با روش نوین حسابداری تطبیق دادند.

با پایان تحصیلات ابتدایی به دبیرستان معرفت که بعدها 15 بهمن نامیده شد رفت. پس از اتمام کلاس نهم (سیکل اول) به دبیرستان تجارت منتقل شد و دیپلم بازرگانی گرفت. پس از دبیرستان به دانشسرای عالی رفت تا زبان و ادبیات خارجی بخواند اما در نیمه راه تحصیل به انگیزه تجارت، دانشگاه را رها کرد. وی دانش آموزی متوسط بود اما علاقه فراوانی به کار تجاری داشت.

احمد با کمک قاسم روش حسابداری دوبل را وارد حجره پدر کرد. از آن به بعد دفتر کل را به اعداد حسابداری و روش دوبل می نوشتند و روزنامه را به روش سیاق. کم کم قرار شد نامه هایی را که خطاب به ادارات می نوشتند تایپ کنند بنابراین ماشین تحریری خریداری کردند. این اصلاحات حاصل درسی بود که از مدرسه تجارت آموخته بودند.

احمد در ایام تابستان با اصول تجارت و حال و هوای بازار آشنا می شد. با اصرار احمد و قاسم، پدر حجره سرای ملاعلی را عوض کرد و به خیابان بوذرجمهری سرای حافظ منتقل شد و انباری نیز در کنار سیلوهای تهران به نام شرکت آرین خریداری کرد و احمد مسوول ساختن انبارها و دفتر آن شد. در اولین شرکت بازرگانی خانوادگی به نام آرین به عنوان مدیرعامل انتخاب شد و 15 درصد سهام را داشت.

بیشتر بخوانید…

نگاشته شده توسط: bedunid | می 29, 2009

شفاف سازی، مزاحمت نیست

باتوجه به اینکه یکی از انتقادبرانگیزترین اقدامات دولت فعلی انحلال سازمان مدیریت و برنامه‌ريزي بوده است، اين موضوع يکي از داغترين بحثهاي انتخاباتي اين روزهاست. همه رقباي رئيس جمهور فعلي احياي اين سازمان رو جزو برنامه‌هاشون اعلام کردند. از طرف ديگه وزراي فعلي و حاميان دولت هم سعي دارند که به هر روش انحلال اين سازمان رو توجيه کنند.

من شکي ندارم که انحلال اين سازمان مساوي با دهن کجي به کاربرد برنامه و برنامه‌ريزي در مملکت‌داري هست ولي اين به اين معني نيست که عملکرد اين سازمان هم در طول بيش از 60 سال فعاليتش بي‌عيب و نقص بوده. اميدوارم به زودي در کنار احياي اين سازمان شاهد نقد جدي و مرور عملکرد اين سازمان و در واقع نقد برنامه ريزي و بودجه بندي دولتها باشيم. خواندن اين مطلب هم خالي از لطف نيست:

سرمايه – بیژن رحیمی دانش* : روز گذشته در اقدامی نه چندان کم سابقه (در دولت نهم) وزیر جهاد کشاورزی از سازمان مدیریت و برنامه ریزی به عنوان «سازمان مزاحم پروژه های عمرانی با تفکر آمریکایی» یاد کرد. اینکه این سخنان با استناد به چه مدرک یا مدارکی عنوان می شود حرفی جداست.

اما باید از وزیر کشاورزی پرسید که «مزاحمت» در نزد شما چه معنایی دارد؟ به یاد دارم که وزیر کشاورزی دولت نهم در دولت هشتم مجری طرح خودکفایی گندم بود و پرسش من این است که برای طرح خودکفایی گندم (که سرانجام ایران دوباره تبدیل به بزرگ ترین واردکننده گندم شد) سازمان مدیریت و برنامه ریزی چه کوتاهی و مزاحمتی ایجاد کرد. در آن زمان با وجود همه کاستی ها سعی شد بهترین امکانات در اختیار این طرح برای به ثمر رسیدن خودکفایی قرار گیرد.

سازمان مدیریت و برنامه ریزی مهم ترین وظیفه اش نظارت بر اجرای قانون بود چراکه هر ساله حدود 5/2 تا چهار برابر امکانات موجود از دستگاه ها تقاضا می کرد و سازمان مدیریت ناچار بود که با توجه به اهمیت و اولویت طرح ها با دستگاه های مورد نظر تعامل کرده و بودجه در اختیار آنها قرار دهد. بنابراین ناراضی بودن دستگاه ها چیز عجیبی نیست، اما باید در نظر داشت که امکانات کشور و درآمدها محدود است و اجازه نمی داد تمام درخواست ها جواب داده شود و به همین خاطر است که می گویند اقتصاد علم استفاده بهینه از منابع کمیاب است.

بیشتر بخوانید…

اين خبر رو در سايت web4water.com خوندم که اخيرا فرماندار نيويورک به همه ادارات دولتي دستور داده که مصرف آب بطري رو متوقف کنند.

اين ممنوعيت هم بطري‌هاي کوچک رو در بر ميگيره و هم ظرفهاي چند ليتري که در روي دستگاههاي آبسرد‌کن قرار ميگيرند.

براساس اين خبر، نيويورک بعد از ايلينويز دومين ايالتي هست که اين ممنوعيت در اون برقرار ميشه. البته ظاهرا در کانادا هم از قبل ممنوعيتهاي مشابهي برقرار شده.

فرماندار هدف از اين دستور رو صرفه‌جويي در هزينه و همچنين رعايت مسائل زيست‌محيطي اعلام کرده و گفته انتظار داريم که بخش خصوصي و مردم هم اين تصميم رو الگو قرار بدهند.

گفته ميشه که منابع آبي نيويورک از حيث کيفيت جزو بهترين آبهاي آمريکا محسوب ميشند.

يک فعال زيست‌محيطي اضافه کرده که اين تصميم باعث کاهش انتشار گازهاي گلخانه‌اي ناشي از توليد و حمل و نقل آب بطري هم خواهد شد.

نگاشته شده توسط: bedunid | می 21, 2009

سازمان مديريت و پهلوي دوم

بدون شرح!!

سعيد ليلاز؛ سرمايه – محمدرضاشاه قصد محکم و اراده راسخی برای از بین بردن و انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی داشت، اما موفق نشد و با وجود اینکه سازمان برنامه و بودجه (نام سازمان مدیریت پیش از ادغام با سازمان امور استخدامی) در زمان پهلوی دوم به وجود آمده بود.

ولی شاه هرگز دل خوشی از سازمان برنامه و بودجه نداشت چراکه این سازمان براساس برنامه عمل می کرد و رفتار اقتصادی مبتنی بر برنامه را دائماً دنبال می کرد. سازمان برنامه معتقد بود که پول نفت باید فقط صرف سرمایه گذاری شود و اصلاً با همین هدف نیز این سازمان تاسیس شده بود.

در سال 1337 یعنی پس از کودتای 28 مرداد و قدرت گیری دوباره پهلوی، به بهانه اینکه در این سازمان آمریکایی ها رسوخ کرده اند و کارشناسان این سازمان با آمریکایی ها رابطه دارند ابوالحسن ابتهاج رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه را که رئیسی مقتدر بوده و از احدی دستور و خط نمی گرفت با پرونده سازی و افترا و تهمت برکنار کردند به طوری که بیشترین قرار قانونی برای آزادی یک زندانی در تاریخ کشور تا آن زمان یعنی یک میلیارد و 300 میلیون تومان برای مدیر منصوب سازمان برنامه صادر شد.

مورد دیگری که باز نشان داد محمدرضا پهلوی نمی تواند تحمل برنامه ریزی و شفافیت را داشته باشد در اسفند 1340 و در زمان ارائه برنامه سوم عمرانی رخ داد. زمانی که قرار بود برنامه سوم عمرانی برای وی تشریح شود، او دستور داد و تکلیف کرد که برنامه اصلاحات اراضی را به طور کامل از برنامه سوم حذف کنند در حالی روح و محور اصلی این برنامه همان برنامه اصلاحات اراضی بود. در اثر فشار شاه برنامه اصلاحات ارضی را از برنامه سوم عمرانی کنار گذاشتند اما چندی بعد او همین طرح را به نام خودش به نام «اصلاحات ارضی» مطرح کرد.

بیشتر بخوانید…

نگاشته شده توسط: bedunid | می 21, 2009

اجراي برنامه گردشگري در آب‌هاي خروشان

raftingشما تا حالا Rafting رو تجربه کردين؟ ما چند سال پيش در آنتاليا اين برنامه مفرح رو تجربه کرديم در حاليکه حسرت ميخورديم که چرا در ايران با داشتن اين همه رودخانه کوهستاني اين تفريح و در واقع اين منبع درآمد خوب رواج نداره.

اخيرادر ايران اقداماتي انجام شده که در اين مطلب شرح داده شدند. هر وقت فرصتي پيش اومد حتما اين تفريح مهيج رو تجربه کنين.

فائزه توكل؛ همشهري آنلاين – گردشگري روستايي يكي از مهمترين قابليت‌هاي صنعت گردشگري است.

و در اين ميان استان چهارمحال و بختياري به‌دليل برخورداري از روستاهاي پرجاذبه رودخانه‌هاي پرآب يكي از مناطق مستعد كشور براي توسعه گردشگري روستايي است به طوري كه برخي از روستاهاي اين استان با داشتن طبيعتي سحرآميز مي‌تواند ميزبان مناسبي براي گردشگران باشد.

در اين رابطه مردم روستاي معدن از توابع شهرستان اردل در استان چهارمحال و بختياري با نخستين مراحل طبيعت‌گردي رودخانه‌اي آشنا شدند تا در قالب طرح ملي گردشگري در آب‌هاي خروشان با قواعد طبيعت گردي و رفتار با گردشگران و همين طور قايقراني در آب‌هاي خروشان آشنا شوند و بتوانند ميزبان علاقمندان به رفتينگ (قايقراني در آب‌هاي خروشان) باشند.

كيانوش محرابي طراح برنامه ملي گردشگري آب‌هاي خروشان در گفت‌وگو با ما با اشاره به اينكه اين طرح از سال گذشته آغاز شده است مي‌گويد: براي شروع اين كار ابتدا يك رودخانه به‌عنوان پايلوت در نظر گرفته شد و سپس به شناسايي ديگر رودخانه‌ها پرداختيم. اولين رودخانه سفيد رود بود كه به‌دليل شناخته شده بودن و دسترسي آسان به جاده انتخاب شد اما مدتي بعد به علت كم آبي نتوانستيم به كارمان در آنجا ادامه دهيم.

بیشتر بخوانید…

نگاشته شده توسط: bedunid | می 21, 2009

تأمل در تیمز

وبلاگ کافه ناصري رو هر از گاهي سر ميزنم. ميدونم که نويسندش جزو روزنامه‌نگاران و وبلاگر هاي معروف هست. از اين مطلب خوشم اومد و اينجا براتون ميذارم.

معصومه ناصري، 14 ارديبهشت 88 – حالا که این روبه‌رو در بالکن خانه دوستان نشسته‌ام و می‌بینم رودخانه تیمز چطور در دل لندن می‌پیچد و پیش می‌رود و زندگی این شهر غول مانند را به طبیعت ربط می‌دهد، فکر می‌کنم خدا گاهی وقت‌ها وقت آفرینش بعضی آدم‌ها، بعضی سرزمین‌ها، بعضی پرنده‌ها حالش خوب بوده است و گاهی بد.

گاهی شوخی کرده است مثل وقت آفریدن زرافه گاهی خوشحال بوده مثل وقت آفریدن گنجشکِ و یک روز هم بیدار شده فکر کرده امروز، خوب است یک کار توپ بکنم و رودخانه‌ها را آفریده است.

مثلاً لندن، پاریس، و اصفهان حاصل حال خوش خدا، وقت آفرینش رودخانه هستند. این سرزمین‌ها در ساعت خوش جهان بنا گذاشته شده‌اند. دریا یک شهر را خوشبخت می‌کند. رودخانه یک شهر را زیبا و زیستنی می‌کند.

گمان نکنم خدا همه چیز و همه کس را درهم و برهم آفریده باشد. وقت آفرینش مرضیه و شجریان و گوگوش خدا وقت گذاشته است. سر آفرینش اسکارلت یوهانسون و جورج کلونی خدا حوصله کرده است که مبادا فاصله چشم و دماغ این کم و زیاد شود یا خطوط چهره آن یکی زیبایی‌اش را بگیرد.

این است که رودخانه که از کنار ما و شهر می‌گذرد روحمان تازه می‌شود. صدای مرضیه که می‌پیچد توی خانه انگار بهار شده باشد، جان آدم رقصش می گیرد.

اصلاً همین اردیبهشت را ببینید. ببینید خدا چه شوخ و شنگ بوده وقتی که قرار بوده جهان اردیبهشت باشد.

تقصیر تیمز بود که مرا یاد اصفهان انداخت و یاد شجریان و یادم آورد که اردیبهشت است. هر چه هست زیر سر همین اردیبهشت است.

نگاشته شده توسط: bedunid | می 21, 2009

تایتانیک

چند شب پیش کانال AZTV فیلم تایتانیک رو با یه دوبله خیلی ابتدایی به آذری پخش کرد که من هم فیلم رو از وسطاش دیدم البته به خاطر این دوبله ترجیح دادم صدا رو ببندم.

راستش عليرغم گذشت این همه سال ولی به نظرم هنوز هم این فیلم دارای نکات قابل توجهی هست. درسته که خیلیا اون موقع معتقد بودند که سازندگان فیلم با آوردن دو تا بازیگر جذاب و یه داستان عشقی تماشاچیا رو به سینما کشوندند ولی جدا از این مساله واقعا ابهت این کشتی و مراحل مختلف غرق شدنش خیلی خوب و واقعی و با رعایت کامل اصول مهندسی و فیزیک به تصویر کشیده شدند.

به نظرم خود این داستان عشقی هم این بستر رو فراهم کرده بود که تفاوتهای طبقاتی و نحوه ارتباطات اجتماعی اشراف و طبقات متوسط به پایین در یه جامعه خیلی کوچیک یعنی یه کشتی، خیلی قشنگ به تصویر کشیده بشه. ضمن اینکه از بازی قوی دی کاپریو و کیت وینسنت هم نباید گذشت. دی کاپریو در فیلمهای بعدیش هم ثابت کرد که بازی قشنگش در تایتانیک اتفاقی نبوده و واقعا بازیگر قابلی هست.

نکته جالب دیگه به تصوبر کشیدن رقابتها و در واقع مبارزه مسافرین برای زنده موندن بود. بعضی از اونها حاضر بودن به هر کاری دست بزنن تا بتونن قبل از دیگران جون خودشون رو نجات بدن.

خلاصه که بعد از این همه سال دیدن این فیلم خالی از لطف نبود.

Older Posts »

دسته‌ها