گامي ديگر عليه روزنامه‌هاي مستقل

۱ دیدگاه

 همشهری آنلاین – اخيرا بخشنامه‌اي به تمامي سازمان‌ها و دستگاه‌هاي دولتي ابلاغ شده كه به استناد ضوابط اجرايي بودجه سال 1389، دستگاه‌هاي دولتي براي رعايت انضباط مالي و جلوگيري از صرف هزينه‌هاي غيرضروري از انتشار آگهي‌ها و اطلاعيه‌هاي خود در تمام مطبوعات به جز روزنامه «ايران» كه در اين آيين‌نامه از آن به‌عنوان ارگان رسمي دولت ياد شده است منع شده‌اند.

در تبصره دو بند 18 ضوابط اجرايي بودجه سال 1389 كه متن كامل آن توسط نشريه برنامه منتشر شده، آمده است: « با توجه به جايگاه روزنامه ايران به‌عنوان ارگان رسمي دولت و به‌منظور رعايت انضباط مالي و جلوگيري از صرف هزينه‌هاي غيرضروري، پرداخت وجه از هر محل براي انتشار آگهي، اطلاعيه يا عناوين مشابه دستگاه‌ها از طريق ساير مطبوعات مجاز نيست.

روزنامه رسمي و نيز مواردي كه قانون انتشار آگهي، اطلاعيه و عناوين مشابه در بيش از يك روزنامه كثير الانتشار الزامي است از حكم فوق مستثني خواهد بود. مجامع عمومي شركت‌هاي دولتي به هنگام تصميم‌گيري درمورد تعيين روزنامه‌هاي كثير الانتشار شركت، مراتب فوق را رعايت نمايند. روساي دستگاه‌هاي اجرايي و مقامات مجاز از سوي آنان و ذي‌حسابان و مديران مالي مربوط، مسئول رعايت اين حكم هستند».

اين بخشنامه به منزله يك رانت گسترده براي يك روزنامه دولتي و محروم كردن ساير مطبوعات از درآمدهاي آگهي‌هاست. ممكن است چنين به ذهن برسد كه بقيه مطبوعات مي‌توانند از درآمدهاي ناشي از آگهي‌هاي بخش خصوصي منتفع شوند. در اين نكته شكي نيست، اما بايد توجه داشت كه متأسفانه بخش اعظم اقتصاد ايران دولتي است و بدون چنين درآمدهايي اكثر مطبوعات قادر به ادامه حيات نيستند.

بیشتر

كاليفرنيا، رقيب رفسنجان

2 دیدگاه

تولید پسته در کالیفرنیا طی دهه گذشته چنان رونق گرفته که کارشناسان بازار جهانی این محصول پیش‌بینی می‌کنند ایالات‌متحده تا دو دهه دیگر به رقیب سر سخت پسته ایران تبدیل خواهد شد. 

کما اینکه در چند سال گذشته برخی از بازارهای مهم ایران از جمله روسیه، چین و اروپا به سمت خرید پسته کاليفرنیا حرکت کرده‌اند که در این میان شایعه وجود افلاتوکسین، کاهش تولید و به تبع آن كاهش صادرات پسته ایران در سال گذشته به دلیل خشکسالی عملا چرخه عرضه و تقاضا را به نفع پسته کاران کالیفرنیا تغییر داد. امسال، اما پیش‌بینی می‌شود که تولید پسته در ایران به حدود 200 هزار تن برسد.

سال گذشته بنا به آمار گمرک ایران 987 میلیون دلار پسته از ایران صادر شده است. از سوی دیگر مدیرکل دفتر امور میوه‌های وزارت جهاد کشاورزی از برنامه راهبردی پسته بر اساس حمایت‌های تسهیلاتی و فنی از تولیدکنندگان در کل چرخه تولید شامل باغات، فرآوری و صادرات خبر داد. وي با اشاره به اجرای برنامه راهبردی پسته در سال‌جاری به عنوان اولین سال برنامه پنجم اظهار داشت: طبق اهداف برنامه پنجم، در سال 93 میزان تولید پسته به 405 هزار تن بالغ خواهد شد.

بیشتر

زنگ خطر كاهش رشد

بیان دیدگاه

محمدصادق الحسینی – هفته گذشته، معاون بانک مرکزی در مهم‌ترين همایش اقتصادي كشور، رشد اقتصادی سال 87 را معادل نیم درصد اعلام کرد. هر چند رشد اقتصادی کشور طی چند دهه گذشته، چندین بار نرخ‌هایی نزدیک به این را تجربه کرده است، اما آنچه این نرخ رشد را قابل‌تامل می‌نماید، حجم درآمدهای نفتی در سال 1387 است. در سال 1387 درآمدهای نفتی ایران بیش از 81 میلیارد دلار بوده است که تقریبا در تاریخ اقتصاد ایران بی‌سابقه است؛ اما با وجود این درآمدهای سرشار، نرخ رشد اقتصادی نه تنها افزایش نیافته، بلکه با کاهش شدید آن از 6/7 درصد در سال 86 به نیم درصد در سال 87 مواجه بوده‌ایم. اگر نگاهی به برنامه چهارم بیندازیم، رشد اقتصادی مورد انتظار برای سال 87 معادل 4/8 درصد پیش‌بینی شده بود که نرخ نيم درصدی اعلام شده، فاصله زيادي از این نرخ انتظاری دارد که دست‌کم به معنای نرسیدن به اهداف برنامه و اهداف بالادستی سند چشم‌انداز است. 

اما اتفاق مهم دیگری که افتاده و نادرتر از نرخ رشد نیم درصدی است، کاهش 4 درصدی مصرف بخش خصوصی (با احتساب نرخ رشد جمعیت) در سال 87 است. بر اساس تئوری‌های اقتصادی، مصرف بخش خصوصی مقاوم‌ترین جزء از اجزاي درآمد ملی در برابر کاهش است. به این معنا که مردم مصرف خود را به سختی کاهش می‌دهند و در صورت کاهش درآمدها سعی در تبدیل پس‌اندازهای خود به مصرف کرده و عملا اقتصاد، توان چندانی در کاهش مصرف از خود نشان نمی‌دهد، مگر در وضعیت‌های منحصر به فرد. همان‌طور که در ادامه توضیح داده خواهد شد، رشد منفی مصرف بخش خصوصی یکی از عواملی است که می‌تواند رشد اقتصادی سال‌های آینده را نیز تحت‌شعاع قرار دهد.به هر حال، رشد اقتصادی سال 1387 معادل نیم درصد بوده است. هرچند پایین بودن رشد اقتصادی حتی برای یک سال می‌تواند آسیب‌زا و فرصت‌سوز باشد، اما آنچه بیشتر اهمیت دارد، احتمال پایداری و ماندگاری این نرخ رشد پایین در اقتصاد کشور است. 

باید پرسید که آیا این نرخ رشد فقط در سال 87 در این سطح قرار داشته یا در سال‌های پس از آن نیز این روند نزولی ادامه دارد؟ به‌عبارت دیگر، آیا این نرخ به‌صورت موقت و بر مبنای یک حادثه و شوک اقتصادی در سال 87 ایجاد شده یا ریشه‌دار بوده و نشان از وجود معضلی در اقتصاد دارد که پس از سال 87 نیز همچنان پابرجا است و رشدهای اقتصادی سال‌های بعدي را نیز تحت تاثیر خود قرار خواهد داد؟ 

به نظر می‌رسد پاسخ به این سوال چندان خوشایند نیست؛ چرا که افزايش مداخله‌هاي اداري در اقتصاد، بی‌ثباتی‌های سیاست گذاری، سخت تر شدن فضای کسب و کار و کاهش سرمایه اجتماعی که بر رشد اقتصادی یک کشور اثرات مخربی دارند، معضلاتی ریشه دار بوده و عزمی جدی در پرداختن به آنها مشاهده نمی‌شود. با این شرایط و از آنجایی که پیش‌بینی می‌شود نرخ رشد اقتصادی در سال 88 هم نتواند انتظارات برنامه ای و توسعه ای کشور را پاسخ گوید و نیز با توجه به دیده‌نشدن چشم‌اندازی روشن مبنی بر افزایش سرمایه گذاری، افزایش صادرات، افزایش مصرف بخش خصوصی یا مخارج دولت (بدون استقراض از بانک مرکزی یا با مکانیسم کسری بودجه) در سال‌های آتی، به نظر می‌رسد که باید منتظر نرخ‌های رشد اقتصادی زیر سه درصد در سال‌های آینده در اقتصاد ایران باشیم. این چشم‌اندازی است که توسعه کشور در افق 1404 را با مشكلات قابل‌ملاحظه مواجه مي‌سازد.
 

به نقل از دنيای اقتصاد

درباره يك اتفاق بزرگ: تلويزيون گوگل

۱ دیدگاه

 همشهري‌آنلاين – دكتر يونس شكرخواه:  گوگل می‌خواهد تلویزیون را به اینترنت متصل كند. اين يك اتفاق مهم در عرصه ارتباطات است.

اگر اين امر از سوي گوگل رخ دهد براي نخستين بار است كه همه امور ارتباطي در يك اينترفيس دنبال‌ مي‌شود و براي نخستين بار هم خواهد بود كه دستان يك تكنولوژي قديمي با يك وضعيت كامل دوسويه‌گي صرفا از طريق يك پورت HDMI در دستان يك تكنولوژي جديد گذاشته خواهد شد. صفحه رسمي و فيلم گوگل تي وي

پشت صحنه

“گوگل تی وی” (Google TV) با استفاده از سیستم عامل اندروئید (Google Android) [سیستم عامل اوپن سورسي که گوگل برای تلفن‌های همراه هوشمند ايجاد كرد و آن موقع گمان مي‌رفت كه فقط رقيبي براي نوکیا و نرم افزار سیمبین در موبايل‌هاي هوشمند باشد] در آینده نزديك با اتكا به پهناي باند وسيع، به عنوان پلی ارتباطی میان تلویزیون و اینترنت عمل خواهد كرد. اما پاسخ دادن به اين پرسش كه اين تلويزيون گوگل صرفا يك پلتفرم است يا محصول؛ به زمان نياز دارد.

اما حالا مشخص مي‌شود كه چرا گوگل يك تنه احساس كرده بود كه دنيا به يك سيتم عامل ديگر نياز دارد و اندروئيد را خلق كرده بود. بي‌ترديد روياهاي گوگل با اندروئيد طولاني‌تر از اينها خواهد شد:

- بايد در كوتاه مدت منتظر اين بود كه كومپايلرهاي اندروئيد پرقدرت‌تر شود؛

- اندروئيد اوتوآپديت شود؛ همينطور اپليكشن‌ها هم اوتوآپديت باشند؛ مثل وضعيتي كه گوگل كروم الان دارد؛

- گوگل به دنبال سازگارترسازي اندروئيد با طيف گسترده‌اي از اپليكشن‌ها باشد (قابليت نصب اپليكشن‌هاي مختلف – و صد البته از شركت‌هاي مختلف – بر روي اندروئيد)؛ به عبارت بهتر از حالا به بعد مي‌توانيد اندروئيد را دروازه فروش اپليكيشن بدانيد؛

- در كنار اين اندروئيد در خدمت اينترنت، گوگل كروم هم به يك مروگر رديف اول تبديل شود؛

- گوگل غول جستجوست وجود يك سرچ باكس گوگل در اندروئيد اين غول را بزرگ‌تر مي‌كند؛ گوگل تجربه تيلغات مبتني بر ادسنس (Google AdSense) را هم دارد؛ بايد ديد گوگل با اين عرصه تازه براي تبليغ چه خواهد كرد.

بیشتر

دليل کندی اينترنت در ايران اعلام شد

۱ دیدگاه

مدیرعامل شرکت مخابرات در جدیدترین مصاحبه خودش دلیل کندی اينترنت در ایران رو اعلام کرده. فکر کردم که اگر متن خبر رو مثل بقیه مطالبم اینجا بیارم باورتون نمیشه به همین خاطر لینکش رو میذارم تا ببینید که من از خودم در نیاوردم. فکر کنم به اندازه کافی هم از 13 فروردین فاصله گرفتیم پس فکر نکنید دروغ 13 هست!! اینجا رو بخونید.

به کجا ميرويم؟

۱ دیدگاه

 این مطلب اصلا از جنس اطلاع رسانی نیست. همش درد دل هست. بعضی موقع ها همزمانی چند خبر یا اتفاق باعث میشه که آدم حسابی به فکر فرو بره. بخش عمده این مطالب رو 3 هفته پیش نوشته بودم ولی فرصت ویرایشش رو پیدا نکرده بودم. اخیرا دوست قدیمی و خیلی عزیزم توی وبلاگ وزینش؛ با دوستی میتوان جهان آباد کرد (که از هفته پیش ف#ی#ل#ت#ر شد) مطلب “مجسمه ها و هاکی” و بعد هم “ما و نهال آگاهی” رو نوشت و کامنتهایی در زمینه خوش بینی و بدبینی نسبت به شرایط جامعه رد وبدل کردیم به همین خاطر مصمم شدم که زودتر اون نوشته رو نهایی کنم و درد دلهام رو با شما درمیون بذارم. ببخشید که نویسنده خوبی نیستم و مطلبم هم فاقد تحلیل هست. همونطور که گفتم مشاهده هست و درد دل.

مطلبم رو با این سوال شروع میکنم که واقعا جامعه ما داره به کجا میره؟ اصلا میشه برای 20-30 سال آینده وضعیت مثبتی رو براش تصور کرد؟

همه ارزشها معنیشون رو یا از دست دادن یا نسبی شدن. معرفت، حجب و حیا، صداقت، خوش قولی، احترام به حقوق دیگران، خوش حسابی و … واقعا کودوم از این ارزشها هنوز توی جامعه ما بطور تمام و کمال پابرجا و جاری هستند؟ بدتر از همه اینکه هیچ روند مثبتی هم احساس نمیشه. هرچه سعی میکنی خوش بینانه نگاه کنی باز می بینی که هر روز بدتر از دیروز.

در کنار گسست روزافزون طبقاتی فرهنگی و مالی، گیر کردیم بین سنت و مدرنیته و از هیچ کودوم هم تعریف درستی نداریم. گیر کردیم بین مذهب و سکولاریسم؛ بین محدودیت و آزادی؛ بین قناعت و سرمایه داری و دهها سوال و خلاء تئوریک دیگه. هر کس برای خودش تعریفی از این مفاهیم داره و حق و حقوق خودش و دیگران رو براساس تعریف خودش تعیین میکنه. در واقع جامعه تبدیل شده به یک ماشین فرمان بریده و ترمز بریده که هیچ معلوم نیست کجا و کی قراره به مسیر خودش برگرده.

بیشتر

چرا توپولوف‌ها سقوط مي‌كنند؟

بیان دیدگاه

اين مطلب چند هفته قبل نوشته شده است اما موضوع آن مشمول مرور زمان نیست.

غلامرضا كيامهر – رييس‌جمهور لهستان و حدود يكصدتن از مقام‌هاي بلند پايه همراه وي، تازه‌ترين قربانيان سقوط يك هواپيماي توپولوف روسي بودند كه برعكس قربانيان قبلي سوانح توپولوفي، مرگ آنها انعكاسي جهاني پيدا كرد و يقينا اين واقعه مرگبار تاثيري اساسي بر سرنوشت بودن يا نبودن هواپيماهاي توپولوف در ناوگان شركت‌هاي هواپيمايي كشورهايي كه از سرناچاري پذيراي اين هواپيما‌ها شده‌اند، خواهد گذاشت.

 تاثير اين سانحه اخير به حدي بود كه سازمان بين المللي هواپيمايي كشوري (ياتا) نيز با انتشار اعلاميه‌اي مردم دنيا را از سوار شدن به هواپيماهاي توپولوف و ديگر هواپيماهاي ساخت روسيه و اقمار آن به دليل نداشتن ايمني كافي برحذر داشت.

هواپيماهاي توپولوف در اوايل سال‌هاي دهه 1960 با كپي‌برداري از هواپيماهاي بوئينگ 727 ساخت آمريكا ساخته‌ شده‌اند، اما وجه تشابه اين هواپيماها با بوئينگ 727 آمريكايي تنها در ظاهر آنها خلاصه مي‌شود و از ساير مزيت‌ها و ويژگي‌هاي بوئينگ 727 كه پلكان زير قسمت انتهايي هواپيما، ضريب ايمني بالا و ظريف‌كاري‌هاي داخلي و كابين آن است، كم‌ترين اثري در هواپيماهاي توپولوف ديده نمي‌شود.

مسلما نقش خطاي انساني يعني خلبان، افراد كادر پرواز، برج مراقبت و سيستم‌هاي ناوبري فرودگاه‌ها در بروز سانحه براي هواپيماهاي توپولوف و ساير هواپيماهاي مسافربري را نمي‌توان انكار كرد، اما در ارتباط با هواپيماهاي توپولوف دليل اصلي بالا بودن آمار سقوط اين هواپيماها ريشه در نظام سياسي و اقتصادي بسته، متمركز و عاري از رقابتي را دارد كه به مدت حدود 75 سال زير نام اتحاد جماهير شوروي بر روسيه و چندين كشور آسياي ميانه و منطقه قفقاز حكومت مي‌كرد.

بیشتر

جزيره‌هاي زباله، روي منابع آب شرب تهران!

بیان دیدگاه

همشهری آنلاین – گروه محيط زيست: لكه‌هاي بزرگ زباله روي رودخانه كرج و درياچه سد لتيان، نگراني‌هايي را نسبت به آلودگي منابع آب شرب تهران به‌وجود آورده است

به گزارش همشهري، مشاهدات طرفداران محيط‌زيست و گزارش‌هاي ارائه‌شده به همشهري، حاكي از وجود لكه‌هاي بزرگ زباله روي درياچه سد لتيان و بوي شديد تعفن در آن منطقه از حدود يك هفته پيش است.

علي خدابخشي از كوهنوردان منطقه لواسان، با تاييد اين مطلب، درباره مشاهدات خود به همشهري گفت: با ديدن اين صحنه‌ها موضوع را به مسئولان لواسان از جمله شهرداري و شوراي شهر اعلام كرديم اما پس از گذشت چند روز هنوز اتفاق خاصي در اين‌باره رخ نداده است.

به گفته او، اين حجم بزرگ زباله در سال‌هاي گذشته در سطح آب درياچه لتيان وجود نداشت. به گفته شاهدان، زباله‌هاي شناور روي درياچه سد لتيان تنها بخشي از انبوه زباله‌هاي موجود در اين منبع آب شرب تهران است و زباله‌هاي سنگين‌تر زير آب رفته و قابل ديدن نيستند.

آلودگي شديد رودخانه كرج

از سوي ديگر، تصاوير و گزارش‌هاي تهيه شده از وضعيت رودخانه كرج، در دهانه درياچه سد، حاكي از آلودگي شديد و وجود انبوه زباله و شيرابه در آب اين رودخانه است. محمد درويش، كارشناس و فعال محيط‌زيست، با تهيه تصاويري از لكه‌هاي بزرگ زباله روي رودخانه كرج، حجم اين لكه‌ها را بسيار زياد و در سطح وسيع اعلام كرد.

به گزارش همشهري، پيش از اين، بيشتر نگراني‌ها درباره آلودگي احتمالي منابع تامين آب شرب تهران، به چاه‌ها مربوط مي‌شد اما مشاهده انبوه زباله و استشمام بوي تعفن در محوطه سد‌هاي تامين‌كننده آب شرب تهران، نگراني‌هاي جديدي را برانگيخته است.

معاون محيط انساني اداره محيط‌زيست استان تهران، در اين‌باره به همشهري گفت: سازمان محيط‌زيست براي جلوگيري از آلوده شدن سدها و رودخانه‌ها بازوي اجرايي نداشته و تنها نقش ناظر دارد.

به گفته گل‌عليزاده، مسئوليت جمع‌آوري زباله و جلوگيري از ورود آن به منابع آب، به‌عهده شهرداري‌ها و دهياري‌هاست و اين بخش‌ها بايد از پراكندگي زباله در مناطق حساسي نظير سدها جلوگيري كنند.

در بهشت تجاری/ صنعتی/ نفتی/گازی … ايران؛ عسلويه، نفس کشيدن دشوار شده است!

بیان دیدگاه

اخيرا در وبلاگ “مهار بيابان زايي” مطلب کوتاهي خواندم در مورد وضعيت حاد محيط زيستي در عسلويه. جالب است که انواع مطالعات ارزيابي اثرات زيست محيطي هم براي اين پروژه ها انجام شده است.

براي خواندن اين مطلب، اينجا را کليک کنيد.

بی مهری دولت مهرورز به اصول بديهی علم اقتصاد

بیان دیدگاه

توضيح عنوان اصلی اين يادداشت “تجربه سياست‌های اقتصادی” است.

دكترموسی غنی‌نژاد – سياست‌های اقتصادی در کشور ما از سال 1384 تغییراتی پیدا کرد که پس از گذشت نزدیک به پنج سال مي‌توان به ارزیابی نتایج آنها پرداخت و احیانا برای سیاست‌گذاری‌های فعلی و آینده از این تجربه درس گرفت.

 نخستین حرکت مهم اقتصادی درآن زمان، اعمال سیاست تثبیت قيمت‌ها (به ویژه قيمت‌های حامل‌های انرژی) بود. توجیه این سیاست از منظر مدافعان آن پایان بخشیدن به تورم مزمنی بود که از گذشته‌های دور در اقتصاد ایران جریان داشت. بسیاری از اقتصاددانان در همان زمان متذکر شدند که مشکل تورم منشا دیگری دارد و عمدتا به سياست‌های پولی مربوط می‌شود و از این‌رو با تثبیت قيمت‌ها نمي‌توان این مشکل را حل کرد. اما به هر صورت آن سیاست اجرا شد و نتیجه آن نه تنها کاهش تورم نبود، بلکه افزایش آن از 4/10 درصد در سال 1384 به 4/25 درصد در سال 1387 بود. علت این روند را باید در افزایش شدید نقدینگی در فاصله سال‌های 1383 تا 1386 جست‌وجو کرد؛ چرا که با کاهش آن در سال 1387 و البته رکود حاکم بر اقتصاد ملی، نرخ تورم در سال 1388 رو به کاهش نهاد و به 8/10 رسید.

امروزه ظاهرا کشتیبان را سیاستی دگر آمده و اصلاح قيمت‌های حامل‌های انرژی در دستور کار قرار گرفته است که در نفس خود کار درستی است؛ گرچه نحوه اجرای آن جای بحث فراوان دارد.

از سوی دیگر، سياست‌های اشتغالزایی (مانند طرح‌های زود بازده) گرچه رشد سرمایه‌گذاری صنعتی را طی سال‌های 1384 تا 1386 افزایش داد؛ اما به رشد اقتصادی و در نتیجه به اشتغالزایی مورد انتظار نینجامید. به سخن دیگر، سياست‌های مالی و پولی انبساطی و تزریق درآمد‌های بی‌سابقه نفتی به اقتصاد به شکل‌گیری حباب در بازار مسکن منتهی شد؛ در حالی که نرخ رشد اقتصادی از نیمه دوم سال 1386 رو به کاهش نهاد و این کاهش ظاهرا هنوز ادامه دارد.

بیش از چهار سال زمان لازم بود تا دولتمردان به بی‌ثمر بودن سیاست تثبیت قيمت‌ها پی ببرند. نتیجه این تاخیر در پذیرفتن اصلاح مسیر علاوه بر اتلاف گسترده منابع، شکاف عظیمي‌ میان قيمت‌های موجود و واقعیت‌های بازار ایجاد کرده که برطرف کردن آن در حال حاضر خود یک معضل جدی است؛ اما گویا دولتمردان هنوز ناکارآمد بودن سياست‌های مالی و پولی انبساطی را در شرایط فعلی اقتصاد ایران نپذیرفته اند و بر تحریک تقاضای کل از این طریق اصرار مي‌ورزند.

رشد بیش از 30 درصدی بودجه کل کشور و کسری شدید نهفته در بودجه عمومي‌دولت حاکی از بی اعتنایی به تجربه چهار دهه گذشته و به ویژه تجربه سال‌های اخیر است.

در شرایطی که فضای نامناسب کسب وکار و سایه سنگین دولت بر همه بازار‌ها مانع اصلی رشد فعالیت‌های اقتصادی است، هرگونه سیاست ناظر بر تحریک تقاضا نتیجه‌ای جز تحریک تورم نخواهد داشت. چند سال اتلاف منابع و از دست رفتن زمان لازم است تا این اصل روشن علم اقتصاد پذیرفته شود؟

به نقل از دنيای اقتصاد

ورودی‌های پیشین

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.