نگاشته شده توسط: bedunid | نوامبر 20, 2009

محمدرضا شجريان: خواستم ساز سازان را سر لج بياورم

وقتی دیدم هیچ ساز سازی، ساز جدیدی نمي‌سازد، تصمیم گرفتم که دست به کار شوم تا ساز سازها را سر لج بیاورم و بگویند شجریان که خواننده است چرا دست به ساز سازی مي‌زند؟ من شروع کردم تا آنها نیز شروع کنند.

استاد محمدرضا شجریان در جریان برگزاری مراسم بهره‌برداری از موزه موسیقی ضمن شرح انگیزه خود در خصوص ساخت سازهای ابداعی، با تجلیل از استاد قنبری مهر گفت: امروز نمي‌دانم بگویم چه جسارتی است که سازهای من در کنار سازهای استاد قنبری مهر قرار مي‌گیرد. اعتقاد دارم این کار مانند ترقه در کردن نزد توپچی است و لازم مي‌دانم تا همین جا عذرخواهی کنم و دست استاد قنبری مهر را ببوسم.

استاد آواز ایران در ادامه افزود: بد نیست موضوعی را در مورد منش و بزرگواری استاد ابراهیم قنبری مهر خدمت شما عزیزان عرض کنم. من افتخار این را داشتم که مدتی را در خدمت ایشان شاگردی کنم و استاد چراغی را به واسطه بزرگواری شان در دل من روشن کردند تا توشه راهم باشد.وی افزود: ماجرایی را که برای شما تعریف مي‌کنم، مربوط به سال 65- 64 مي‌شود که من خدمت استاد قنبری مهر عرض کردم اگر اجازه بدهید، من در کارگاه شما بتوانم چیزی از شما بیاموزم. پرسیدند چه مي‌کنید؟ گفتم کارگاه کوچکی دارم و کارهایی هم انجام مي‌دهم. استاد گفت خوب من به کارگاه خود شما مي‌آیم و به شما آموزش مي‌دهم. گفتم من جسارت نمي‌کنم، ولی اگر خودتان مي‌فرمایید حرفی نیست. استادهمچنین تصریح کرد: آن زمان منزل من در فلکه چهارم تهرانپارس قرار داشت و منزل استاد در قنبری مهر میدان پاستور بود. گفتم استاد پس هر وقت امر کنید من مي‌آیم دنبال شما. گفت نه شما خانه باشید. گفتم پس اجازه بدهید کسی را دنبال شما بفرستم یا حداقل برایتان تاکسی بگیرم، اما باز هم قبول نکرد. گفتم پس اجازه بدهید من کاری انجام بدهم. گفت نه شما فقط آدرس را به من بدهید من خودم با اتوبوس مي‌آیم. شجریان ادامه داد: اتوبوس آن زمان تا فلکه چهارم تهرانپارس مي‌آمد؛ گفتم پس حداقل اجازه بدهید با ماشین تا فلکه چهارم دنبال شما بیایم، اما باز هم قبول نکرد. من هیچ وقت این بزرگواری این مرد را فراموش نخواهم کرد. ایشان همیشه 5 دقیقه مانده به ساعت 8 زنگ منزل ما را مي‌زد و وارد مي‌شد. فرزند استاد داد به هم مي‌آمد. تا ساعت 11 که چایی مي‌خوردیم و استراحتی مي‌کردیم، اجازه پذیرایی کردن را نمي‌دادند. بعد خودشان هم سیگاری مي‌کشیدند و دوباره تا ساعت یک ادامه مي‌دادیم و بعد هم ناهاری مي‌خوردیم. استاد آواز ایران در ادامه افزود: بعد هرچه مي‌گفتم استاد اجازه بدهید شما را برسانم قبول نمي‌کرد و مي‌رفت. به این شکل من مدتی را مزاحم این مرد بزرگ بودم و افتخار داشتم که از محضرش چیزی یاد بگیرم.

ريیس شورای عالی خانه موسیقی همچنین گفت: ساخت این سازها فقط به خاطر این است که کاری در زمینه موسیقی انجام داده باشیم و اصلا هدف خودنمایی نیست. همچنين شجريان در حاشيه اين مراسم در گفت‌وگو با ايلنا گفت:‌ تاكنون بارها به سازمان‌هاي گوناگون براي افتتاح موزه و كارهاي مختلف و اهداف مورد نظر اهالي موسيقي رجوع كرديم و اگر لازم باشد براي يازدهمين بار نيز به آنجا خواهيم رفت و تا جواب نگيريم، ساكت نخواهيم نشست. محمدرضا شجريان با ابراز خرسندي از بازگشايي اين موزه گفت: ‌فكر مي‌كنم افتتاح اين موزه قدم بسيار خوبي است و هسته اوليه‌اي است كه بايد آبياري شود تا به هدف برسد. البته‌ ما هنرمندان كه در هر زمينه‌اي براي كارهاي موزه حضور داريم و مردم علاقه‌‌مند هم با استقبال خود به ارتقاي موزه كمك خواهند كرد.

به نقل از دنیای اقتصاد.

نگاشته شده توسط: bedunid | نوامبر 20, 2009

ابطال مزايده معدن انگوران

هفته گذشته گزارش رتبه بندی کشورهای دنیا از حیث فساد اداری منتشر شد و معلوم شد که رتبه ایران با 27 پله سقوط نسبت به پارسال بین 180 کشور به 168 رسیده. اطلاعات جالبی در مورد این گزارش جمع کردم که سعی می کنم هفته آينده براتون بذارم ولی عجالتا این خبر رو بخونید که فکر کنم از اون گزارش گویاتر باشه.

یادمه که رئیس جمهور فعلی در یکی از مناظره ها میگفت که گزارشات مربوط به رتبه ایران در فساد اداری رو مراکز وابسته به صهیونیست تهیه کردند اما فکر نکنم این برچسب به دست اندرکاران مزایده موضوع خبر زیر بچسبه! به قول معروف: آفتاب آمد دليل آفتاب.

همشهري آنلاين – سازمان بازرسی كل كشور و دیوان محاسبات مزایده انگوران را به علت ارزان فروشی باطل كرد.

شبكه خبر گزارش داد: پس از گذشت بیش از سه ماه كش و قوس بر سر مزایده معدن انگوران به عنوان بزرگ ترین معدن روی فعال كشور، بالاخره سازمان بازرسی قیمت پایه مزایده را منطقی ندانست و اعلام كرد: ارزش واقعی معدن انگوران 1000 میلیارد تومان و نه 187 میلیارد تومان است.

ارزان فروشی معدن انگوران باعث شد تا سازمان بازرسی و دیوان محاسبات كشور موضوع واگذاری این معدن را پیگیری كند و از اعلام برنده نهایی این مزایده جلوگیری شود.

كمیسیون ویژه نظارت و پیگیری اجرای سیاست‌های كلی اصل 44 مجلس با استناد به گزارش سازمان بازرسی و دیوان محاسبات كشور اعلام كرد: با توجه به اینكه مقرر شده بود معدن انگوران در سال 86 به فروش برسد، شركت‌ توسعه سرب و روی انگوران سهامی عام تشكیل و مقرر شد با واگذاری معدن به این شركت، یك واحد 100 هزار تنی تولید سرب و روی نیز در زنجان احداث شود.

پس از تصویب قانون اجرای سیاست‌های اصل 44 مقرر می شود معدن انگوران در سال 87 از طریق مزایده واگذار شود كه پس از حدود یك سال وزارت صنایع مزایده را اعلام و نهایتاً شركت توسعه سرب و روی انگوران را با قیمت حدود 187 میلیارد تومان برنده مزایده اعلام می نماید.

در ادامه این گزارش آمده است: پس از اعلام رسمی برنده مزایده، سازمان بازرسی كل كشور و دیوان محاسبات قیمت پایه مزایده (حدود 150 میلیارد تومان) را منطقی ندانست و اعلام می‌كند ارزش واقعی معدن بسیار بیشتر از این رقم یعنی حدود هزار میلیارد تومان است كه در این رابطه جلسات متعدد كارشناسی با حضور وزیر صنایع تشكیل شد و وزیر صنایع تنها راه حل این مسئله را واگذاری بهره برداری معدن به شركت فوق‌الذكر دانست و اعتقاد دارد با استناد به مصوبه دولت در سفر اول استانی فعلا بهره برداری معدن به شركت مذكور واگذار شود و بحث فروش به زمان دیگری بعد از بررسی گزارش سازمان بازرسی و دیوان محاسبات موكول شود و در حال حاضر اخذ مجوز دولت مورد پیگیری قرار گیرد.

نگاشته شده توسط: bedunid | نوامبر 19, 2009

امروز!

توجه! این مطلب یک “روزنوشت” خالصه! اگه به دنبال یک تکه اطلاع رسانی در این مطلب هستید متاسفانه باید بگم که با عرض پوزش در این مطلب هیچ اطلاع رسانی نخواهید یافت!! :)

امروز صبح که بیدار شدم متوجه شدم که شادی حسابی مریض احوال هست. از من اصرار که بریم دکتر و طبق معمول از اون انکار که لازم نیست و خوب میشه و از این حرفا. خلاصه وقتی دیدم اصرارم فایده نداره به ناچار به سمت محل کار زدم بیرون. بارون حسابی هم میومد.

توی راه  پيامکی اومد از دستیار گرامی. ایشون هم بعد از یک هفته کلنجار رفتن با سرماخوردگی و سرفه های دلخراش، ظاهرا دیگه امروز ضربه فنی شده بود و نمیتونست سر کار بیاد.

شرکت که رسیدم دیدم که منشی بخش هنوز نیومده که در مورد فرد منظمی مثل اون عجیب بود. یکی از همکاران بعد از اینکه نتونست با موبایلش تماس بگیره به خونشون زنگ زد و مشخص شد که متاسفانه متاسفانه پدر ایشون فوت شده. این خبر با توجه به کم سن و سال بودن همکارم و نتیجتا میانسال بودن پدرش خیلی ناراحت کننده بود ( البته من از بابت دیگه ای هم ناراحت شدم که در این مورد در ادامه بازم مینویسم).

پیش از ظهر خبر دادند که پدر یا مادر مجری طرح … در هرمزگان فوت شده و هم اطاقی عزیز باید درصدد ارسال تسلیت باشه. بعد از ظهر هم خبر دادند که یکی از بستگان ذیحساب یکی دیگه از کارفرما ها در تبریز فوت شده!

آخر وقت به طور کاملا اتفاقی روزنامه امروز رو خواستم ورق بزنم و دوباره یه تکون دیگه: عکس چهره دوست داشتنی نیکو خردمند و تلخترین خبری که در موردش میشد شنید…لطافت صدا و آرامش این زن فراموش نشدنیه… (حاشیه: به نظر شما توی این ماههای اخیر تعدد فوت اهالی ادب و هنر هیچ ربطی به اتفاقات و فشارهایی که در جامعه شاهدش بودیم نداره؟)

اما گفتم که در مورد “فوت پدر” بیشتر مینویسم. درسته که 20 سال از زمانی که به قول یکی از همکلاسیهای اهل مزاح، عضو انجمن بی پدران شدم میگذره ولی هنوز هم خبر فوت پدر هر کدوم از دوستان و نزدیکان آدم رو حداقل برای چند لحظه میبره به یه حال و هوای دیگه. امشب که شادی رو برده بودم دکتر(بالاخره راضی شد!)، اونجا یه مرد میانسال رو دیدم که پدر مسنش رو آورده بود دکتر. با اینکه رابطشون و حرف زدنشون با همديگه خیلی عادی بود ولی دیدنش زخم 20 ساله خودم رو یادم آورد. البته اینم از فکرم گذشت که “… به جاش خوبه که هیچوقت مریضی، ضعف و از کارافتادگی پدرت رو ندیدی…” ولی فکر کنم این بیشتر یه توجیه باشه تا یه تسکین. اینا رو گفتم که بگم اگه پدرتون زنده هست حسابی قدرشو بدونید. ولی اگر دست تقدیر شما رو هم مثل من عضو انجمن بی پدران کرده، از همینجا دورودی میفرستم به روح پدر شما و پدران همه اعضای این انجمن از جمله شادی، میلاد، روزبه، سهيل، فرزاد، ايرج و …

این هم از امروز. تجربه من در نوشتن “روزنوشت” یا به قول یکی از دوستان “خودنوشت”، خیلی کمه بنابراین اگه این مطلب خیلی دلنشین نبود، ببخشید.

نگاشته شده توسط: bedunid | نوامبر 13, 2009

تاريخی ترين چک

به دنبال اعلام قطعی بودن برنده شدن پرحاشیه کنسرسیومی تحت عنوان “اعتماد مبین” در مزایده فروش 51 درصد سهام مخابرات ایران، هفته گذشته 20 درصد ارزش این معامله بصورت نقد طی چک زیر به ارزش 1563 میلیارد تومان (حدود 6/1 میلیارد دلار!!!) پرداخت شد و ظاهرا تا حالا چکی به اين رقم صادر نشده بوده.

جدا از پرحاشیه بودن این مناقصه و چگونگی برنده شدن این شرکت، چیزی که برای من عجیبه اینه که جابجایی این حجم از پول در اقتصاد مملکت نباید بدون تاثیر باشه. بالاخره این پول یا در بانک بوده، یا از فروش اموالی بدست اومده یا سرمایه در گردش بوده که در هر کدام از این حالات فکر نکنم که جابجاییش هیچ تلاطمی در هیچ بخش اقتصاد ایجاد نکنه مگر اینکه تماما از خارج از کشور اومده باشه! الله اعلم…

largestcheque

ممنون از شادی بابت ارسال ایمیل خبر خبرگزاری فارس حاوی تصویر این چک.

نگاشته شده توسط: bedunid | نوامبر 13, 2009

رمزگشايی از مافيای واردات ميوه

مصاحبه جالبی است و ارقام و اطلاعات خوبی در آن ارائه شده است.

fruit tradeآذرجزایری – «هزینه عیش و نوش برخی از افراد خاص را مردم باید بپردارند» این جمله نتیجه‌ای است که عیسی کلانتری دبیرکل خانه کشاورز و پرسابقه‌ترین وزیر کشاورزی پس از انقلاب از طرح سؤال وجود مافیای کشاورزی در ایران، می‌گیرد.براساس گفته‌های این وزیر دوران سازندگی، اصلی‌ترین تشکیلات مافیایی در بخش کشاورزی مربوط به واردات میوه است. اما توضیحات وی در یک گفت وگوی یک‌ساعته با خبر حاکی از آن است که در حال حاضر تنها 10 شرکت وارد‌کننده میوه در کشور وجود دارند که با ارتباط‌هایی خاص با آدم‌هایی خاص دست به واردات میوه می‌زنند که البته در مقابل این واردات نیز از زیر مالیات شانه خالی می‌کنند و ارتباطات خاص نیز برای گریز از عدم پرداخت مالیات نیز نقش بسزایی دارند.

این وزیر دوره سازندگی که طی سال‌های 1367 تا 1379 وزارت این بخش حساس کشور را برعهده داشته بر ادعای خود مبنی بر وجود مافیای واردات میوه اصرار دارد و برای اثبات این ادعا تأکید می‌کند هر کس به این اظهارات نقدی دارد می‌تواند با مراجعه به این شرکت‌ها و بررسی دفاتر مالی آنها و میزان پرداخت مالیاتشان به راحتی متوجه این مسئله شود. البته باید تأکید کنم که این شرکت‌ها در بسیاری از دفاتر خود میزان هزینه واردات میوه را بالاتر از قیمت جهانی درج کرده‌اند و یکی از دلایل گریز آنها از مالیات همین مطلب است.

عیسی کلانتری معتقد است: این شرکت‌ها با سندسازی توانسته‌اند تاکنون بسیار موفق عمل کنند و سالانه حدود 50 تا 60 میلیون دلار میوه وارد کشور کنند. در حالی که قیمت میوه در بازارهای جهانی کاملاً مشخص است و رقم‌های اعلام شده از سوی آنها برای خرید میوه بسیار فاحش‌تر از رقم‌های جهانی است. وی از عدم نظارت دولت بر عملکرد این شرکت‌ها و تبانی برخی از افراد خاص با آنها می‌گوید و همین امر را دلیلی بر وجود مافیای واردات میوه در کشور اعلام می‌کند.

دبیرکل خانه کشاورز که روزی بر مسند وزارتخانه کشاورزی تکیه زده بود منتقدین زیادی نیز بر نحوه عملکرد 12 ساله‌اش دراین وزارتخانه دارد که البته اغلب این انتقادها را قبول ندارد.

دبیرکل خانه کشاورز در تمام اظهارات خود از عدم سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی طی سالیان گذشته و ضررناشی از این امر بر روند زندگی کشاورزان می‌گوید و البته این امر را تنها منوط به مدیریت دولت احمدی‌نژاد نمی‌داند و معتقد است تمام دولت‌های گذشته در این امر ضعیف عمل کرده‌اند.

کلانتری در یک گفت‌وگوی یک‌ساعته به تمام سؤالات «خبر» پاسخ داد و در عین حال سعی داشت از اظهارنظرهای سیاسی خودداری کند و اکثر مشکلات را تنها به دولت کنونی نسبت ندهد.

 

بیشتر بخوانید…

نگاشته شده توسط: bedunid | نوامبر 13, 2009

واي به روزي که بگندد نمک!

اگر اين آگهي رو با چشم خودم نديده بودم، هيچوقت باورم نميشد که روزي برسه که بانک صادرات دنبال شرخر بگرده و اون رو به طور محترمانه آگهي بکنه. از اينجا بفهميد که وضع اقتصاد مملکتمون به کجا رسيده!!

من جاي اين بانک بودم، اين آگهي رو بصورت ناشناس ميدادم. دادن چنين آگهي براي يک بانک اصلا مايه افتخار نيست که اينطور خواسته از اين فرصت براي تبليغ خودش استفاده کنه!!

ضمنا بد نيست اضافه کنم که بيش از 90 درصد سهام بانک صادرات يا هنوز مال دولته يا دست کارگزاري سهام عدالته که اونم فرقي با دولت نداره. بنابراين خصوصي تلقي کردن اين بانک بيشتر به بازي با کلمات شبيه هست.

saderat

نگاشته شده توسط: bedunid | نوامبر 13, 2009

معيشت شهروندان و روزهاي سخت و نفس‌گير

حذف يارانه‌ها جراحي هست که اقتصاد بيمار ما رو گريزي از اون نيست اما نگراني اينه که آيا اين مريض الان آمادگي اين جراحي خطرناک رو داره يا برعکس مدتيه که گرفتار رکود تورمي و تحريم و … بوده؟

سوال ديگه اينه که آيا کادر اقتصادي فعلي مهارت و دانش کافي براي انجام اين جراحي رو دارند؟‌ آيا از حاذقترين جراحان استفاده مي کنيم؟

و نهايتا اينکه آيا طبقات متوسط و کم درآمد جامعه و همچنين بنگاههاي اقتصادي نيمه تعطيل که در درياي پرتلاطم فعلي اقتصاد کشور قايق شکسته خودشون رو به زور روي آب نگه داشتند و مدام در حال فرار از غرق شدن هستند، توان مقابله با موج عظيم ناشي از حذف يارانه‌ها رو خواهند داشت؟ تکلیف صادرات غیرنفتی چی میشه که همین الان هم بخاطر ثابت نگه داشته شدن نرخ ارز به سختی با رقبای خارجی رقابت میکنه؟ این یادداشت کوتاه هم به نگرانیهایی از همین دست اشاره میکنه.

محمدصادق جنان صفت – بخواهيم يا نخواهيم، علاقه داشته باشيم يا نه، به هر دليل، مدت‌هاست كه رزق و روزي و كسب و كار همه ما ايراني‌هاي ساكن اين مرز و بوم، به دليل حاكميت اقتصاد دولتي در اختيار تعدادي اندك از افراد جامعه قرار گرفته است كه در نهادي به نام دولت فعاليت مي‌كنند.

اين گروه كم‌شمارند كه تعيين مي‌كنند قيمت پولي كه مردم به بانك‌ها مي‌سپارند چقدر باشد، قيمت بنزين، گازوئيل، آب و برق چقدر باشد، قيمت يك دلار نسبت به پول ايران چقدر باشد، كدام فعاليت‌ها و برنامه‌هاي اقتصادي اولويت دارند و درآمد حاصل از فروش نفت كه به مردم تعلق دارد، كجا و چگونه خرج شود و غيره.

دولت فعلي نيز بر پايه همين قاعده، در حال حاضر اختيار مطلق رزق و روزي شهروندان را در اختيار گرفته و راي مي‌دهد كه كدام برنامه‌ اولويت دارد و كدام كار بايد ديرتر انجام شود.

در چند هفته گذشته كه موضوع تغيير روش در تعيين قيمت برخي از كالاهاي در دست دولت تحت عنوان هدفمند كردن يارانه‌ها در دستور كار دولت و مجلس قرار گرفته است و آثار رواني آن بر قيمت برخي اقلام مورد نياز مردم آشكار شده است، شهروندان مفهوم دخالت دولت را خوب درك كرده‌اند.

در هفته‌هاي اخير قيمت برخي كالاها روندي فزاينده را تجربه كرده است و اظهارات برخي از مسوولان ارشد دولتي كه گفته‌اند قصد مقابله با افزايش قيمت‌ها را دارند، اين واقعيت را آشكارتر كرده است و نشانه‌هاي آشكاري از تشديد ركود تورمي در جامعه ديده مي‌شود.

كاهش رشد اقتصادي ايران در سال 1387 نسبت به 1386 و احتمال تداوم كاهش رشد در نيمه اول امسال، ركود در بازار مسكن و حتي بازار سهام و نيز ظرفيت خالي رشته‌هاي متعدد صنعتي، نشان‌دهنده تشديد حالت ركود تورمي در اقتصاد است.

در چنين شرايطي كه بخش واقعي اقتصاد نگران كاهش بيشتر درجه رقابت‌پذيري خود با كالاهاي مشابه خارجي به دليل افزايش قيمت تمام شده‌ است و شهروندان عادي نيز در بيم و هراس از افزايش شديد قيمت‌ها گرفتار شده‌اند، يك پرسش اساسي مطرح است: آيا دولت زمان مناسبي براي اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها انتخاب كرده است؟

به نظر مي‌رسد در اين باره بايد دقت كافي و لازم صورت پذيرد و شهروندان را متقاعد كرد كه در خصوص زمان اجراي اين طرح چگونه تصميم گرفته شده‌ است. اين كاري است كه حتي از اجراي خود طرح مهم‌تر به نظر مي‌رسد و نيازمند استفاده از همه امكانات مادي، تاريخي و كارشناسي جامعه ايراني است.

در حالي كه دولت به هر دليل با انتقادهاي شديد حتي از طرف اصولگرايان مواجه‌است و تقريبا كمتر كارشناسي وجود دارد كه با قاطعيت از هدف دولت حمايت كند، پرسش يادشده اهميت فوق‌العاده‌اي پيدا مي‌كند. ترس مردم را نبايد سهل و آسان گرفت و با پاسخ‌هاي كلي و كليشه‌اي جواب داد.

به نقل از دنياي اقتصاد.

نگاشته شده توسط: bedunid | نوامبر 6, 2009

پايان امپراتوری بيل گيتس

اين مقاله تحولات اخیر صنعت IT رو خوب تحلیل کرده ولی متاسفانه اطلاعاتم در حدی نیست که بتونم در مورد بیطرفی  نویسنده و حملاتش نسبت به مایکروسافت قضاوت کنم. شما چقدر با نویسنده این مقاله موافقید؟

در ماهي كه گذشت ميكروسافت سيستم عامل Windows 7 را به بازار فرستاد و نخستين حلقه زنجيره كارهاي منتهي به بازنشستگي‌اش را تكميل كرد.

معمولا اعلام ارائه يك سيستم عامل جديد از سوي اين شركت، با موجي از اميدها و هيجانات هواداران مواجه مي‌شد، ولي بيشتر كاربران فقط به فكر جابه‌جايي Windows vista هستند. محصولي كه يك فاجعه بزرگ در جهان تكنولوژي ميكروسافتي محسوب مي‌شود. ويستا در واقع غزل خداحافظي ميكروسافت در دهه جاري بود. دهه‌اي كه «بيل گيتس بنيانگذار» در كناري ايستاده و سكان هدايت در دستان بالمر است.

ده سال پيش وقتي كه بيل گيتس، مدير عامل سابق اين شركت، آشكارا از تصميم خود براي كناره‌گيري از قرار گرفتن در بالاترين جايگاه تصميم‌سازي گفت، استيو بالمر را به عنوان جانشين آتي خود معرفي كرد.

آن زمان ميكروسافت پر معناترين و پرقدرت‌ترين شركت تكنولوژيك دنيا و بزرگ‌ترين قدرت تخريبي بود كه دوست و دشمن را يكسان از بين مي‌برد. همچنين صاحب امتياز سيستم عاملي بود كه تقريبا برابر بود با امتياز چاپ دلار.

اما حالا به جاي اينكه اين شركت كابوس رقبا باشد، به يك جوك كوچك تبديل شده. بله! هنوز سيستم عامل ويندوز روي 90‌درصد كامپيوترها در حال اجراست و مجموعه Office روي بيشتر ميزهاي‌كار جولان مي‌دهد، ولي آنها آوردگاه‌هاي قديمي رقابت است. در معركه‌هاي جديد ميكروسافت نه با قدرت بلكه با تلوتلو پيش مي‌رود. كمپاني Apple محصول خود iPod را ارائه كرده است و بازار خوبي براي iTunes و iPhone دست و پا كرده است.

گوگل در جست‌وجوي اينترنتي كاملا چيره شده و سرويس پست الكترونيكي Gmail را كه به صورت كاملا مستدل بهترين است، ايجاد كرده و اندك اندك به يك تهديد در بازار موبايل تبديل مي‌شود. آمازون تا غلبه در بازار خرده فروشي آن‌لاين، راه اندكي در پيش دارد و پيشروي بزرگي را در «محاسبه ابري» برنامه‌ريزي كرده است. اين تكنولوژي از توان و قابليت ذخيره ديگر كامپيوترها براي افزايش كارآيي و سرعت، بهره مي‌گيرد- همچنين e-reader خود را عرضه كرده است.

بیشتر بخوانید…

نگاشته شده توسط: bedunid | نوامبر 6, 2009

اردوغان در تهران، در پی تثبيت نقش برادر بزرگتر

به نظر من ترکیه یکی از کشورهایی است که بیشترین تشابه را از نظر شرایط پایه (منابع آب و خاک، شرایط فرهنگی و شرایط ژئوپلتیک) با ایران دارد بنابراین اگر میزان پیشرفت ایران را با ترکیه مقایسه کنیم میتوان نتایج صحیحی گرفت. اگر خود را با کشورهای آفریقا مقایسه کنیم دچار خودشیفتگی شده و اگر خود را با کشورهای توسعه یافته مقایسه کنیم دچار سرخوردگی کاذب خواهیم شد اما نتیجه مقایسه ایران با ترکیه قابل اعتنا است. به نظر من استراتژیستها، سیاستمداران و برنامه ریزان اقتصادی ترکیه الگوهای آموزنده زیادی برای همتایان ایرانی خود دارند. نویسنده افغانی این مقاله با بیطرفی روابط ایران و ترکیه و روند پیشرفت دو کشور را بررسی کرده است.

رضا تقی زاده (نويسنده افغانی) – رجب طیب اردوغان طی سال‌های اخیر با پیروی از سیاست خارجی تازه صیقل خورده‌ای که در آن بیش از هر وجه دیگری، استقلال رای، عدالت عملی و تکیه بر مصالح ملی ترکیه محسوس است، نه تنها به عنوان دولتمردی برجسته در جمع رهبران جهان جایگاهی شاخص یافته، که همچنین کشور متبوع خود را در مرکز تمامی تحولات منطقه نیز قرار داده است.

بیشتر بخوانید…

نگاشته شده توسط: bedunid | نوامبر 4, 2009

ورود سالانه 1.5ميليون تن آلودگی نفتی به خليج‌فارس

اسد افلاكي – سالانه 1.5ميليون تن نفت وارد خليج‌فارس مي‌شود. اين پهناب به‌اندازه‌اي آلوده است كه برخي ميزان اين آلودگي را 47 برابر آب‌هاي آزاد اعلام مي‌كنند.

رقمي كه البته هماهنگ‌كننده دائمي كنوانسيون منطقه‌اي كويت آن را بي‌اساس مي‌داند. در عين حال سازمان منطقه‌اي راپمي و نهادهاي رسمي ديگر منكر اين آلودگي‌ها نيستند و آن‌را نگران‌كننده مي‌دانند، به همين دليل است كه كارشناسان همواره در باره اين منابع آلاينده خليج‌فارس و تبعات ناگوار آن بر اين زيستبوم هشدار مي‌دهند؛ هشدارهايي كه گاه از زبان مديران سازمان حفاظت محيط‌زيست هم شنيده مي‌شود، با اين همه هنوز اقدامي كارساز در اين زمينه صورت نگرفته است.

«سفر وزير محيط‌زيست قطر به ايران نقطه عطفي براي رفع اين آلودگي‌هاست؛ حداقل فتح بابي است كه مي‌تواند تلاش براي پاكسازي خليج‌فارس يا حداقل جلوگيري از آلايندگي بيشتر آن را سمت و سويي مثبت بدهد.» اين نظر مهندس اميد صديقي، مديركل دفتر اكوبيولوژي دريايي سازمان حفاظت محيط‌زيست است.

وي در گفت‌وگو با همشهري عنوان كرد: اين نخستين باري است كه تفاهنامه‌اي دوجانبه براي حفظ محيط‌زيست دريايي بين ايران و يكي از كشورهاي عضو كنوانسيون كويت امضا مي‌شود و اين گام مهمي است زيرا به‌رغم آنكه كشورهاي عضو هريك به‌تنهايي در اين زمينه مشغول فعاليت هستند اما تاكنون امضاي تفاهمنامه دو جانبه سابقه نداشته است.

بیشتر بخوانید…

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دسته